سفارش تبلیغ
صبا

از حکیم سخنان حکیمانه ! بگو ببینم کیه؟

 

1- نسیم بیداری اسلامی

دنیاى اسلام پس از رخوت و خواب آلودگى درازمدت و خسارت بار خود که سرانجام به سیطره سیاسى و فرهنگى بیگانگان انجامید و منابع مادى و بشرىاش در خدمت رشد و اقتدار و سلطه دشمنانش قرارگرفت، اکنون خود را بازیافته و به مرور، دربرابر غارتگران و حرامیان، جبهه گرفته است.

نسیم بیدارى اسلامى در همه جاى جهان اسلام وزیده و پا نهادن اسلام به عرصه عمل، به مطالبه‌اى جدى بدل شده است.

نظریه «اسلام سیاسی» جایگاهى والا در ذهن نخبگان یافته و در مد نگاه آنان، افقى روشن و امیدبخش گشوده است.

با افول اندیشه‌هاى وارداتى و پرجنجال، همچون سوسیالیسم و مارکسیسم و به خصوص با دریده شدن پرده ریا و فریب از روى دمکراسى لیبرال غرب، سیماى عدالت‌خواه و آزادى بخش اسلام، از همیشه آشکارتر گشته و بى رقیب، درصدر آرزوهاى عدالت‌خواهان، آزادى طلبان، نخبگان و اندیشمندان نشسته است. جوانان و جوان‌مردان بسیارى در کشورهاى مسلمان به نام اسلام و در آرزوى حکومت عدل اسلامى به جهاد سیاسى و فرهنگى و اجتماعى روى آورده‌اند و عزم ایستادگى در برابر تحمیل و سلطه بیگانگان مستکبر را در جوامع خود گسترش مى‌دهند.

در مناطقى از دنیاى اسلام که نقطه اوج آن کشور مظلوم فلسطین است، مردان و زنان بی‌شمارى با بذل جان در زیر پرچم اسلام و با شعار استقلال و عزت و آزادى، حماسه‌اى دایمى و همه روزه پدید آورده و قدرت‌هاى مادى مستکبر را در برابر دلیرى خود، زبون ساخته اند.

آرى، بیدارى اسلامى، محاسبات استکبارى را به هم ریخته و معادلات جهانى مطلوب مستکبران را تغییر داده است.

از سوى دیگر، پیدایش و رشد اندیشه‌هاى نوین اسلامى در چارچوب مبانى و اصول اسلام و نوآورى در عرصه سیاست و علم، بالندگى و پویایى مکتب اسلام را در عمل به اثبات رسانده و میدانى وسیع در برابر متفکران و روشن بینان جهان اسلام گشوده است.(1)

 

2- پیروزى از آن حق و شکست و زوال، سرنوشت باطل است

در دنیاى اسلام، اندیشه و حرکت و ایمان و عمل صالح، در حال رشد و جوانه زدن و بارورى است و این پدیده مبارک، مراکز قدرت استکبارى را به وحشت افکنده است.

شک نیست که در مصاف حق و باطل، پیروزى از آن حق و شکست و زوال، سرنوشت باطل است، مشروط بر آن‌که جبهه حق از نیروى مادى و معنوى خویش به گونه‌اى درست بهره بگیرد و با خردمندى و تلاش شایسته و با استقامت و امید و با توکل به خدا و اعتماد به نفس، راه درست را بجوید و بپیماید.

در این صورت امداد و نصرت الهى، حق مسلمى است که وعده قرآنى براى او مقرر فرموده است:«ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» و :«لینصرن الله من ینصره» و : «ان الارض یرثها عبادى الصالحون».(2)

 

 

3- دردهای مزمن جهان اسلام، علت ناکامی‌ها

امروز جهان اسلام دچار دردهاى مزمنى است. شاید مهمترین آنها این دردهاى دهگانه است: منازعات سیاسى و مذهبى، سست شدن رشته‏هاى اخلاق و ایمان، عقب‏ماندگى علمى و صنعتى، وابستگى سیاسى و اقتصادى، اسراف و اشرافیگرى و غرور درکنار فقر وگرسنگى و ذلّت، ضعیف شدن اعتماد به نفس و امید به آینده در سران، منزوى کردن دین و گسستن آن از سیاست و زندگى، بى‏ابتکارى در آفرینش مفاهیم نو که قرآن منبع بی‌زوال آن است، تسلیم در برابر تهاجم فرهنگ تحمیلى غرب و بالاخره: پایمال شدن عزّت ملت‌هاى مسلمان با ذلّت‏پذیرى و طمع‌کارى برخى سران سیاسى.

این بیماری‌ها که برخى از برخى دیگر و همه در طول زمان‏اند در خیانت، بى‏ارادگى، جهالت و استبداد عناصر داخلى یا از دشمنى و شیطنت و ظلم بیگانگان پدید آمده، بزرگ‌ترین ضربه‏ها را بر امّت اسلامى وارد آورده است.

ناکامی‌هاى جهان اسلام، نتیجه‏ى این بیماری‌ها و تنها راه خوشبختى و کامیابى، نجات از آن‏هاست. این در حالى است که در همه جا دستمایه‏هاى ارزشمند براى پایه‏گذارى یک وضع نوین و نجاتبخش هست، ابزار و انگیزه‏ى لازم براى تحوّل به وضوح در همه‏ى کشورهاى اسلامى قابل مشاهده است. امروز کمتر کشور اسلامى است که احساس و انگیزه اسلامى در نسل جوان، و پایبندى عمیق ایمانى در بیشتر مردم، و نگرانى از وضع موجود و امید به دورنماى اسلامى، در آن به‌طور آشکار دیده نشود (3)

 

4- مشکلات امت اسلامی

این مشکلات که بیشتر بر اثر کوتاهى و غفلت یا بد کردارى و خیانت از درون امت اسلامى پدید آمده است، فهرست طولانىاى را تشکیل مى‏دهد، که به عنوان ردیف‌هاى اول آن مى‏توان این‌ها را بر شمرد:

- اختلافات فرقه‌اى که بیشتر به وسیله‏ى علماى سوء و نویسندگان مزدور ترویج و تشدید مى‏شود.

- اختلافات قومى و ملى ناشى از ملى‏گرایىِ افراطى که بیشتر به دست روشنفکران وابسته دامن زده مى‏شود.

- تسلیم در برابر قدرت‌هاى مداخله گر که برخى کشورها را به اقمار قدرت‌هاى بزرگ بدل ساخته است.

- تسلیم در برابر فرهنگ فاسد غرب و حتى ترویج آن با انگیزه‏هاى سیاسى یا عقیدتى.

- بى‏اعتقادى و بى‏اعتنایى برخى از دولت‌ها به مردم خود و اراده و عقیده و نیازهاى آنان، و خودکامگى در برابر آنان.

- مرعوب بودن بسیارى از شخصیت‌هاى سیاسى و فرهنگى دنیاى اسلام از قدرت‌هاى مسلط جهان و امروز مشخصاً از امریکا.

- حضور دولت غاصب صهیونیستى در قلب منطقه‏ى اسلامى که خود عامل بسیارى از مشکلات دیگر است.

- ترویج جدایى دین از سیاست و معرفى اسلام به عنوان یک تجربه‏ى فردى که هیچ کارى به مسائل زندگى از قبیل: حکومت، سیاست، اقتصاد و غیره ندارد.

اینها و دهها مشکل بزرگ و اساسى دیگر که غالباً با وجود ریشه‏هاى تاریخى، در صورتى که رهبران سیاسى و دینى از خود اخلاص و همت و آزادگى نشان مى‏دادند قابل علاج مى‏بود، منشأ گرفتاری‌هاى کنونى جهان اسلام شده و در پى خود، فقر، جهل، تبعیض، فرودستى سیاسى، عقب ماندگى، جنگ، ویرانى، خرافه و تعصب به ارمغان آورده است (4)

 

5- تجدید حیات اسلام

نکته‏ى مهمّى که شایسته است همه‏ى مسلمین آن را دانسته و براى مقابله با آن احساس تکلیف کنند، آن است که امروز تقریباً در همه جاى جهان، مبارزه‏ى سرسختانه و توطئه‏آمیزى از سوى قدرت‌هاى استکبارى علیه اسلام و مسلمین در جریان است. اگر چه اصل این مبارزه، تازگى نداشته و نشانه‏هاى آن در تاریخ استعمار اروپایى کاملاً شناخته شده است، ولى مى‏توان گفت که شیوه‏هاى متنوّع آن، علنى بودن آن و در مواردى شدیداً قساوت آمیز بودن آن، تاکنون سابقه نداشته و پدیده‏ى این روزگار است. نگاهى به اوضاع کنونى عالم اسلام، علّت این پدیده، یعنى شدّت گرفتن و علنى شدن مبارزه با اسلام را آشکار مى‏سازد. علّت، چیزى جز گسترش بیدارى مسلمین نیست. حقیقت آن است که مسلمین در یکى دو دهه‏ى اخیر در شرق و غرب جهان اسلام و حتى در کشورهاى غیر اسلامى، نهضت حقیقى و عمیقى را شروع کرده‏اند، که باید نهضت «تجدید حیات اسلام» نامیده شود. اینک، این نسل جوان و تحصیل‌کرده و برخوردار از معارف زمان است، که بعکس توقّع مستعمران دیروز و مستکبران امروز، نه تنها اسلام را فراموش نکرده، بلکه با ایمانى پر شور، که با استفاده از پیشرفت معارف بشرى، بسى روشن‏بینانه‏تر و ژرف‏تر نیز شده است، بدان روى آورده و گمشده‏ى خود را در آن مى‏جوید (5)